سبحان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبحان . [ س ُ ] (ع مص ) پاک کردن خدا را از بدی . (غیاث ). سبحان اﷲ گفتن . (از اقرب الموارد). رجوع به سبحان اﷲ شود.
سبحان . [ س ُ ] (ع ص ) پاک و منزه . مقدس : کجا ز عیب ملوک زمانه یاد کنند بری بود ز نقایص چو خالق سبحان . فرخی . زآن روز که جز خدای سبحان را بر کس نرود ز خلق سلطانی . ناصرخسرو. و گویند سبحانک ما عبدناک حق عبادتک ؛ بار خدایا تو را بسزاواری نمی پرستیم . (قصص الانبیاء ص ٦). سبحان من الف بین الثلج و النار؛ پاکا خداوندی که سازگاری داد میان برف و آتش . (قصص الانبیاء). ◄ (اِخ ) خداوند. اﷲ. باریتعالی : وقت زلت بترس از سلطان وقت عصیان نترس از سبحان . سنائی . توان در بلاغت بسحبان رسید نه در کنه بیچون سبحان رسید. سعدی .
سبحان . [ س ُ ] (ع مص ) دوری و پاکیست مر خدای را از زن و فرزند، منصوب علی المصدریة کأنّه قال اُبَرِّی ُٔ اﷲ من السوء براءة، او معناه السرعة الیه و الخفة فی طاعته او السرعة الی هذه اللفظة. (منتهی الارب ). بپاکی یاد کردن اﷲ تعالی را. (غیاث ) : سبحان اﷲالذی لایموت ابداً. (تاریخ بیهقی ). ◄ (صوت ) در تعجب گویند: سبحان من کذا و لم ینون لأنه عندهم معرفه و فیه شبه التأنیث . (از منتهی الارب ). سبحان من کذا؛ تعجب است و آن بر معنی اضافه است یعنی سبحان اﷲ. اعشی گفت : سبحان من علقمه الفاجر. حجاج پرسید که این عجوز چه میکند؟ گفتار و صبوری وی باز نمودند گفت سبحان اﷲ العظیم !(تاریخ بیهقی ). غزنین از وی نمی ستانند سبحان اﷲ. (تاریخ بیهقی ). سبحان اللَّه جهان یعنی چون شد دیگرگون باغ و راغ دیگرگون شد. منوچهری . سبحان اللَّه فراخ چون چه چون رخصت های بوحنیفه . سنایی . سبحان اللَّه مرا نگوید کس تا من چه سزای بند سلطانم . مسعودسعد. سبحان اﷲ با هزارپایی که داشت چون اجلش فرا رسید... (گلستان سعدی ). و گاه با «ای » آرند : ای سبحان اﷲ! ندانی که مرغان دروغ نگویند. (سندبادنامه ص ٩٩). ♦ سبحانه و تعالی ؛ پاک و منزه خدای بزرگ : مجموع روزگار خود برضای حق سبحانه و تعالی گذرانیده . (تاریخ قم ص ٧). حق سبحانه و تعالی ایام عمر مولانا... کافی الکفاة. (تاریخ قم ص ٤). رعایت رضای ایزد سبحانه و تعالی و تحری مرضات او در... بوده است . (سندبادنامه ص ٢١٧). حق سبحانه و تعالی فرماید. (گلستان سعدی ). ◄ انت اعلم بما فی سبحانک ؛ یعنی به آنچه در نفس تست . (از اقرب الموارد). ◄ سبحانی ما اعظم شأنی ؛ شطحی است منسوب بجنید : بیش از این گر دو حرف برخوانی ترسمت برجهی که سبحانی . (خط مؤلف بدون ذکر نام شاعر).