سبحات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبحات . [ س ُ ب ُ ] (ع اِ) جایهای سجود. (منتهی الارب ). مواضع سجود. (از منتهی الارب ). ♦ سبحات وجه اﷲ ؛ انوار اوست و جلالت وی تعالی شأنه . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) : لو کشفت عن وجهه لاحرقت سبحات وجهه ما ادرک بصره . (حکمت اشراق ص ١٦٣). پروانه کیست تا متعلق شود بشمع هم تا بسوزدش سبحات جمال دوست . سعدی (خواتیم ).