سبو شکستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ. ش کَ تَ) (مص ل.) ۱- نومید شدن. ۲- اظهار عجز کردن.واژه قبلی: سبوواژه بعدی: سبوح