سبو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ) (اِ.) ۱- کوزه سفالی. ۲- ظرف شراب.مترادفها و واژههای مرتبطآبخوری، سفالینه، کوزه، کوزه بزرگجرهواژه قبلی: سبنجواژه بعدی: سبو شکستن