سبکساری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبکساری . [ س َ ب ُ ] (حامص مرکب ) بیقراری . (شرفنامه ٔ منیری ). بی وقاری . شتابزدگی . عجله : بر وی نتوان کردن تعجیل به به کردن تعجیل بطب اندر باشدز سبکساری . منوچهری . اگر از گرانسنگی و آهستگی نکوهیده گردی دوستر دارم که از سبکساری و شتابزدگی ستوده گردی . (منتخب قابوسنامه ص ٥٠). رجوع به سبکبار و سبکسار شود.