سبیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبیة. [ س َ ب ْ ی َ ] (اِخ ) قریه ای است از قراء رمله بین فلسطین و رمله . (لباب الانساب ص ٥٣١) (معجم البلدان ).
سبیة. [ س ِبی ی َ ] (اِخ ) ریگستانی است به دهناء و گویند روضه ای است در دیار تمیم . (معجم البلدان ) (منتهی الارب ).
سبیة. [ س َ بی ی َ ] (ع اِ) می که آن را از جایی بجایی برند. (منتهی الارب ). خمر. (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). ◄ زن بَرده . (منتهی الارب ).زن . (مهذب الاسماء). تأنیث سبی . ج، سبایا. ◄ مروارید که غواص برآورده باشد. (منتهی الارب ).