ستاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستاج . [ س َ] (اِخ ) نام جایی است : و امیر پاسی مانده از شب برداشته بود از ستاج و روی به بلق داده . (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ٣٢٧). رجوع به استاخ و ستاخ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستاج . [ س َ] (اِخ ) نام جایی است : و امیر پاسی مانده از شب برداشته بود از ستاج و روی به بلق داده . (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ٣٢٧). رجوع به استاخ و ستاخ شود.