ستاره فسای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستاره فسای . [ س ِ رَ / رِ ف َ ] (نف مرکب ) افسون کننده ٔ ستاره . تسخیر کننده ٔستاره . که ستاره ای را رام و مطیع سازد : بس دل که چرخ سای و ستاره فسای بود چرخش کمین گشاد و ستاره کمان کشید. خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستاره فسای . [ س ِ رَ / رِ ف َ ] (نف مرکب ) افسون کننده ٔ ستاره . تسخیر کننده ٔستاره . که ستاره ای را رام و مطیع سازد : بس دل که چرخ سای و ستاره فسای بود چرخش کمین گشاد و ستاره کمان کشید. خاقانی .