ستایشگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستایشگری . [ س ِ ی ِ گ َ ] (حامص مرکب ) حمد و عبادت و دعا. (ناظم الاطباء). عمل ستایشگر : چو آمد بنزدش زمین بوسه داد ستایشگری را زبان برگشاد. فردوسی . ای آنکه در ایام ستایشگری تو صوفی شمرَد عیب نگهبانی دم را. عرفی (از آنندراج ). رجوع به ستایشگر شود.