ستردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(س تُ دَ) (مص م.) ۱- تراشیدن. ۲- پاک کردن. ۳- محو کردن.مترادفها و واژههای مرتبطتراشیدن، پاک کردن، پالودن،زدودن، کندن، محو کردن، زایل کردننابود کردن، از بین بردنواژه قبلی: سترواژه بعدی: ستره