ستر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(س تْ) [ ع. ] (اِ.) ۱- پوشش، حجاب. ۲- پرده.(سَ تَ) (اِ.) استر، بغل.مترادفها و واژههای مرتبطپرده، پوشش، جلباب، حجاب ≠ کشفپوشاندن، نهفتنواژه قبلی: ستدنواژه بعدی: ستردن