ستروک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستروک . [ س َ ] (ص، اِ) مردم بی مایه و بیکار. (برهان ) (جهانگیری ). ◄ احمق و بدطینت . (آنندراج ). ◄ بدخو و خشمناک . (برهان ) (جهانگیری ). ستیزه جو و جنگجو و خشمناک و بدخو. (ناظم الاطباء). مرد ستیزنده . (آنندراج ). دزد پیشه . (برهان ) (جهانگیری ). مرد دزد پیشه . (ناظم الاطباء). آنکه بدزدی و خیانت خو دارد.(آنندراج ). ◄ هرزه گو. (برهان ). یاوه گو.(جهانگیری ). رفیق و مصاحب هرزه گو. (ناظم الاطباء).