ستوهیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- خسته شدن.<BR>۲- افسرده گشتن.<BR>۳- پریشان شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سُ دَ) (مص ل.) ۱- خسته شدن. ۲- افسرده گشتن. ۳- پریشان شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستوهیدن . [ س ُ دَ ] (مص ) نفرت داشتن و بتنگ آمدن . (آنندراج ). بیزار بودن : سپهر گشتت دایه گریز از این دایه زمانه بودت مادر ستوه از این مادر. مسعودسعد.