ستیخون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستیخون . [ س ِ ] (اِ) این کلمه در بیتی از منوچهری بدین صورت آمده و ظاهراً مقصود استخوان است : بر سرشان برنهند و پشت و ستیخون سخت گران سنگی از هزار من افزون . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستیخون . [ س ِ ] (اِ) این کلمه در بیتی از منوچهری بدین صورت آمده و ظاهراً مقصود استخوان است : بر سرشان برنهند و پشت و ستیخون سخت گران سنگی از هزار من افزون . منوچهری .