ست
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(سَ تّ) [ ع. ] (اِ.) سخن زشت، عیب.
(س) [ ع. ] (اِ.) شش، عدد شش.
(~.) [ فر. ] (اِ.) ۱- مجموعه. ۲- سری، دست. ؛ ~کردن مجموعهای را به صورت هماهنگ به کار بردن. ۳- در ورزشهایی مانند تنیس و بدمینتون یک دور بازی.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(سَ تّ) [ ع. ] (اِ.) سخن زشت، عیب.
(س) [ ع. ] (اِ.) شش، عدد شش.
(~.) [ فر. ] (اِ.) ۱- مجموعه. ۲- سری، دست. ؛ ~کردن مجموعهای را به صورت هماهنگ به کار بردن. ۳- در ورزشهایی مانند تنیس و بدمینتون یک دور بازی.