سجدهگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سجده گاه . [ س َ / س ِ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) قبله . (ترجمان القرآن ). مسجد. جای سجده . قبله گاه که در آنجا پیشانی بخاک نهند تواضع را : شهی که بارگه اوست سجده گاه ملوک همی برند بر آن سجده گه ملوک نماز. سوزنی . ساعتی در خدای خود نالید روی در سجده گاه خود مالید. نظامی . رفت در مسجد سوی محراب شد سجده گاه از اشک شه پر آب شد. مولوی . او خدو انداخت بر رویی که ماه سجده آرد پیش او در سجده گاه . (مثنوی ). سجده گاه هفت اقلیم است مسندگاه تو قبله ٔ هفت آسمانست آسمان آفتاب . عرفی (از آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
سجدهگه، سجودگاه محراب
واژگان فارسی سره واژهدان
مزگت، نیایشگاه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی