سخاپرور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخاپرور. [ س َ پ َرْ وَ ](نف مرکب ) که سخا را پرورش دهد. که سخا را شروع کند. که از بسیاری بخشش دیگران را بسخاوت وا دارد. سخادوست . سخی . بسیار بخشنده . بسیار جوانمرد : چه توان گفت که امروزچه کرد و چه نمود آن خداوند سخاپرور بسیارهنر. فرخی . که نیست چون تو سخاپروری بشرق و بغرب نه چون من است ثناگستری بشام و عراق . خاقانی .