سخاپیشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخاپیشه .[ س َ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) آنکه پیشه ٔ او سخا باشد. مرد با کرم و سخاوت . سخی . بسیار جوانمرد : مردیست سخاپیشه و مردیست عطابخش با خلق نکوکار بکردار و بگفتار. فرخی . این زین دین امیر سخاپیشه تا مرا در مجلس تو کدیه ٔ دستار پیشه شد. سوزنی .