سخاگستر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخاگستر. [ س َ گ ُ ت َ] (نف مرکب ) سخی و جوانمرد. (آنندراج ) : تا سخن پروربوی از صاحب رازی بهی چون سخاگستر بوی از حاتم طایی بری . سوزنی . تویی معاینه در مهتری و مثل تو نیست کریم طبع و رهی پرور و سخاگستر. سوزنی .