سخبر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخبر. [ س َ ب َ ] (ع اِ) نوعی از درخت که به اذخر ماند و مار آن را دوست دارد. (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ رکب فلان السخبر؛ بی وفایی نمود. (منتهی الارب ). غدر کرد. (از اقرب الموارد) : و الغدر ینبت فی اصول السخبر. ؟ (از منتهی الارب ).
سخبر. [ س َ ب َ ] (اِخ ) یاقوت نویسد: موضعی است وگمان میکنم در نزدیکی نجران است . (معجم البلدان ).