سخت بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مشکل بودن، باریک شدن، خطرناک شدن، حساس شدن، زحمت دادن، مشکلی درکاربودن، اما داشتن، کلافه کردن، زحمت دادن، گیج کردن، مانع بودن گیر دادن، سخت گرفتن گرفتار کردن، دچار کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مشکل بودن، باریک شدن، خطرناک شدن، حساس شدن، زحمت دادن، مشکلی درکاربودن، اما داشتن، کلافه کردن، زحمت دادن، گیج کردن، مانع بودن گیر دادن، سخت گرفتن گرفتار کردن، دچار کردن