سخت (سفت)
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
زرهی، زرهدار، آبدیده، آهنین، فولادین، خشک، پینهبسته، استخوانی، منجمد، یخزده بادوام، محکم صلب استوار، قوی نشکن تنگ، چسبیده، محکم، وصلشده، سفت آرو، آهارزده، آهاری ناروان
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
زرهی، زرهدار، آبدیده، آهنین، فولادین، خشک، پینهبسته، استخوانی، منجمد، یخزده بادوام، محکم صلب استوار، قوی نشکن تنگ، چسبیده، محکم، وصلشده، سفت آرو، آهارزده، آهاری ناروان