سخت جان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص مر.)<BR>۱- پُرطاقت.<BR>۲- خسیس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص مر.) ۱- پُرطاقت. ۲- خسیس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخت جان . [ س َ ] (ص مرکب ) سنگدل و بیرحم . (آنندراج ) (غیاث ) (مجموعه ٔ مترادفات ص ٧٤) : سختی ره بین و مشو سست ران سست گمانی مکن ای سخت جان . نظامی . ◄ سختی کش . (مجموعه ٔ مترادفات ص ٢٠٩). که تعب و رنج بسیار کشد. که مصیبتهای سخت تواند کشید.
مترادف و متضاد واژهدان
دیرزی، جانسخت، مقاوم، گرانجان، سگجان پرتحمل، حمول، شکیبا، صبور سنگدل، بیرحم، بیعاطفه پوستکلفت بیرحم، سنگدل خسیس، ممسک
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی