سخت رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخت رو. [ س َ ] (ص مرکب ) سخت روی . کنایه از مردم درشت و ناهموار. (آنندراج ) : جوان سخت رو در راه باید که با پیران بی قوت بیاید. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخت رو. [ س َ ] (ص مرکب ) سخت روی . کنایه از مردم درشت و ناهموار. (آنندراج ) : جوان سخت رو در راه باید که با پیران بی قوت بیاید. سعدی .