سخت پیشانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخت پیشانی . [ س َ ] (ص مرکب ) کسی که در غایت جرأت و بی باکی باشد. (آنندراج ). شجاعت و دلیری . (مجموعه ٔ مترادفات ص ٢٢٢). ◄ سمج . مبرم . پررو : جگرم خون شد از پریشانی آه از این جان سخت پیشانی . اوحدی . ببردشیخ را به مهمانی با مریدان سخت پیشانی . اوحدی . این چه ابروی سخت پیشانی است وین چه لبهای نرم گفتار است . صائب .