سخن ساز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخن ساز. [ س ُ خ َ ] (نف مرکب ) آنکه سخن ساخته بگوید و در واقع چنان نباشد. (آنندراج ) : حدیثی که مرد سخن ساز گفت یکی زآن میان با ملک باز گفت . سعدی . از آنرو طایر طبع سخن ساز سوی این بوستان آمد بپرواز. ؟ (از حبیب السیر). تو که هرگز سخن اهل سخن نشنیدی چون سخن ساز و سخن فهم و سخندان شده ای ؟ صائب (از آنندراج ). ◄ سخنگو. جاری زبان . شیرین زبان . رَطْب اللسان : یا رب به ثنای خود سخن سازم کن در گلشن حمد نغمه پردازم کن . ؟ (از حبیب السیر). ◄ فریبنده . مکار. حیله ساز. (ناظم الاطباء).