سخن سنجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخن سنجی . [ س ُ خ َ س َ ] (حامص مرکب )عمل سخن سنج . سخن فهمی . ادیبی . سخن شناسی : هر که میزان سخن سنجی داند کردن بجزاز راستی مدحش شاهین نکند. سوزنی . بر من آن شد که در سخن سنجی ده دهی زر دهم نه ده پنجی . نظامی . ◄ فن اطلاع بر رموز سخن . نقدالشعر.