سر خریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سر خریدن . [ س َ خ َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از فدیه دادن یعنی خویشتن را از کسی به مال بازخریدن اعم از آنکه آن شخص اسیر باشد یا زن از شوهر خویشتن را بازگیرد. (بهار عجم ). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سر خریدن . [ س َ خ َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از فدیه دادن یعنی خویشتن را از کسی به مال بازخریدن اعم از آنکه آن شخص اسیر باشد یا زن از شوهر خویشتن را بازگیرد. (بهار عجم ). رجوع به ماده ٔ قبل شود.