سر شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- برتری یافتن. ۲- تمام شدن، پایان یافتن.مترادفها و واژههای مرتبطتفوق یافتن، ممتاز گشتن، برتر شدنسپری شدن، طیشدن، به سر آمدن، گذشتنواژه قبلی: سر زدنواژه بعدی: سر و سامان