سر و سامان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ رُ) (اِمر.) ۱- آراستگی، نظم و ترتیب. ۲- اسباب و لوازم زندگی.مترادفها و واژههای مرتبطنظم وترتیب، آراستگیاسباب خانه، زندگی راحت، رفاه و آسایشواژه قبلی: سر شدنواژه بعدی: سر و سر داشتن