سر و صورت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سر و صورت . [ س َ رُ رَ ] (اِ مرکب، از اتباع ) سر و سامان . ترتیب . نظم . ♦ سر و صورت دادن به کاری ؛ تنظیم کردن آن . مرتب ساختن آن .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سر و صورت . [ س َ رُ رَ ] (اِ مرکب، از اتباع ) سر و سامان . ترتیب . نظم . ♦ سر و صورت دادن به کاری ؛ تنظیم کردن آن . مرتب ساختن آن .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی