سر و مر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سُ رُ مُ) (ص مر.) (عا.) سالم، تندرست.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سُ رُ مُ) (ص مر.) (عا.) سالم، تندرست.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سر و مر. [ س ُ رُ م ُ ] (ص مرکب، از اتباع ) سخت فربه : سر و مر و گنده .
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سُ رُ مُ) (ص مر.) (عا.) سالم، تندرست.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سُ رُ مُ) (ص مر.) (عا.) سالم، تندرست.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سر و مر. [ س ُ رُ م ُ ] (ص مرکب، از اتباع ) سخت فربه : سر و مر و گنده .