سر و کیسه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سر و کیسه کردن . [ س َ رُ س َ / س ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سرکیسه کردن . ربودن مایعرف کسی به نوعی که چیزی پیش او نماند. مأخذ آن کیسه و تیغ حمامی است که چرک در بدن و مو بر سر نمیگذارد. (آنندراج ) : هرچند سرکیسه ٔ این طایفه مهر است کردیم سر و کیسه ولی اهل جهان را. عبدالغنی بیک قبول (از آنندراج ). ◄ در تداول عوام، به نیرنگ وحیلت پولی از کسی گرفتن . تلکه کردن .