سرآسیمگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرآسیمگی . [ س َ م َ / م ِ ] (حامص ) حالت سرآسیمه : از سرآسیمگی نمی بینند کام آشفته اژدهای دمان . مسعودسعد. سرآسیمگی در منش تاخته ز رخت خرد خانه پرداخته . نظامی . رجوع به سرآسیمه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرآسیمگی . [ س َ م َ / م ِ ] (حامص ) حالت سرآسیمه : از سرآسیمگی نمی بینند کام آشفته اژدهای دمان . مسعودسعد. سرآسیمگی در منش تاخته ز رخت خرد خانه پرداخته . نظامی . رجوع به سرآسیمه شود.