سربه نیست کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سربه نیست کردن . [ س َ ب ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) معدوم کردن . پنهان کردن . سخت نهان کردن . از میان بردن .
مترادف و متضاد واژهدان
پنهان کردن، مخفی کردن، نهان کردن گموگور کردن، مفقود کردن نیست کردن، معدوم کردن، نابود کردن، از بین بردن، کشتن