سرخدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرخدار. [ س ُ ] (اِ مرکب ) درختی است از تیره ٔ «تاکساسیا» و از جنس «تاکسوس »، نام گونه ٔ آن «ت . بکاتا» میباشد. این درخت در جنگلهای کرانه ٔ دریای مازندران در میان بند و ییلاق یافت میشود. آن را در مازندران و گرگان سرخدار و سخدار، در کتول سوختال، در نور سور و در آستارا و فومن سُردار یا سِردار میخوانند. سرخدار درختی است روشنایی پسند. این درخت در حدود١٦٠٠ سال عمر میکند. به بلندی ١٥ متر و قطر ٠/٨٠ میرسد. چوب سرخدار سرخ است و برای ساختن مبل های گرانبها مصرف میشود، در منبت کاری و هنرهای زیبا نیز بکار میرود. (از جنگل شناسی کریم ساعی ج ١ صص ٢٥٥ - ٢٥٦).