سرد شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. شُ دَ) (مص ل.) کنایه از: ۱- مردن. ۲- ناامید شدن.مترادفها و واژههای مرتبطخنک شدن، یخ شدنیخ کردنبیروح شدن، خشکشدنواژه قبلی: سردواژه بعدی: سرد یافتن