سرد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ) [ په. ] (ص.) ۱- خنک، دمای کم. ۲- بی مِهر. ۳- سخن بی مزه، بی معنی.مترادفها و واژههای مرتبطبارد، خنک، یخ ≠ گرمبیروح، خشکبیمیل، سردمزاج ≠ مشتاقواژه قبلی: سرخیلواژه بعدی: سرد شدن