واژه جو

سردابیه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سردابیه .[ س َ بی ی َ ] (اِخ ) طایفه ای از غلات دوازده امامیان که منتظر خروج مهدی هستند از سردابی که در ری است و هر بامداد جمعه پس از نماز اسبی لگام کرده بدانجا برند و سه بار گویند یا امام بسم اﷲ. (یادداشت مؤلف ).

معنی سردابیه | واژه جو