واژه جو

سرداق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سرداق . [ س َ ] (اِخ ) یا سوداق . اسم شهری است از ولایت قبچاق (در جزیره ٔ کریمه ). رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص ٢١، ١٠٦، ١٤٥، ١٤٦، ٢٢٨، ٢٦٤ شود.

معنی سرداق | واژه جو