سردرود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سردرود. [ س َ ] (اِخ ) نام دهی است به همدان . (معجم البلدان ). از بلوکات ولایت همدان، حد شمالی کوههای فرقان، شرقی پیشخوار، جنوبی حاجی لو و غربی مهربان . عده ٔ قری ٧٢. جمعیت ٢٠٠٠٠ تن است . (از جغرافیای کیهان ). دهی است از دهات همدان . (نزهةالقلوب ص ٧٢).
سردرود. [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش اسکو شهرستان تبریز. جمعیت آن ١٧٣٤٨ تن میباشد. از ٢٤ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل میشود. محصول آن غلات و میوه جات است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
سردرود. [ س َ ] (اِخ ) قصبه ٔمرکز دهستان سردرود بخش اسکو شهرستان تبریز. دارای ٤٠١٤ تن سکنه . آب آن از چاه . محصول آن غلات، زردآلو، کشمش، بادام است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).