سردمزاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سردمزاج . [ س َ م ِ ] (ص مرکب ) در طب، مقابل گرم مزاج و حرارتی مزاج : و مردم گرم مزاج را زکام و نزله کمتر از آن افتد که مردم سردمزاج را. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و مردم سردمزاج را [ گوشت بز ] موافق نباشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). این نعمت جان را که بناگاه درآمد ای سردمزاجان ز دل و جان شرهی کو. سنایی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی