سرزده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. زَ دِ) (ق مر.) ناگهانی، بی خبر.مترادفها و واژههای مرتبطبغتتواژه قبلی: سررفتنواژه بعدی: سرزمین