سرزمین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. زَ) (اِمر.) مرز و بوم.مترادفها و واژههای مرتبطارض، اقلیم، بوم، خطه، دیار، زمین، قلمرو، کشور، مرزوبوم، ملک، مملکت، ناحیهواژه قبلی: سرزدهواژه بعدی: سرزنده