سرزنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. زِ دَ یا دِ) (ص مر.) شادمان، سرحال.مترادفها و واژههای مرتبطبانشاط، دلبهنشاط، زندهدل، سرحال، سرخوش ≠ افسرده، بیدل و دماغ، پکر، گرفته، دلمردهسرحلقه، سرخیل، سردسته، سلسلهجنبانواژه قبلی: سرزمینواژه بعدی: سرزنش