سرشبانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرشبانی . [ س َ ش َ ] (حامص مرکب ) عمل سرشبان : یکی کاخ پرمایه او را بساخت از آن سرشبانی سرش برفراخت . فردوسی . رجوع به سرشبان شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرشبانی . [ س َ ش َ ] (حامص مرکب ) عمل سرشبان : یکی کاخ پرمایه او را بساخت از آن سرشبانی سرش برفراخت . فردوسی . رجوع به سرشبان شود.