سرلاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ) (اِمر.) = سرلاد: ردة فوقانی دیوار، سر دیوار؛ مق. بنلاد. دیوار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ) (اِمر.) = سرلاد: رده فوقانی دیوار، سر دیوار؛ مق. بنلاد. دیوار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرلاد. [ س َ ] (اِ مرکب ) سردیوار چنانکه بن لاد پای دیوار است، چه لاد بمعنی دیوار باشد. (برهان ). رده ٔ بالایین دیوار چنانکه بن لاده رده ٔ پائین دیوار، چه لاده بمعنی رده آمده است . (رشیدی ). ◄ دیوار مطلقاً. (برهان ) (جهانگیری ).