سرمایه دار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرمایه دار. [ س َ ی َ / ی ِ ] (نف مرکب ) صاحب ثروت و مال دار. (آنندراج ). کسی که دارای مال و ثروت فراوان است : بود سرمایه داران را غم بار تهی دست ایمن است از دزد و طرار. نظامی . تأمل به حسرت کنان شرمسار چو درویش بر دست سرمایه دار. سعدی . بلنداختری نام او بختیار قوی دستگه بود و سرمایه دار. سعدی . ◄ دارنده . مالک . صاحب . خداوند : ز دیدار اینان ندارم شکیب که سرمایه داران حسنند و زیب . سعدی .
مترادف و متضاد واژهدان
ثروتمند، غنی، متمول، پولدار (متضاد: فقیر، بیپول) کاپیتالیست، امپریالیست (متضاد: پرولتاریا) صاحب سرمایه مستکبر (متضاد: مستضعف)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی