سرمش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س مِ) (اِ.) زردالوی خشک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س مِ) (اِ.) زردالوی خشک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرمش . [ س ِ م ِ] (اِ) زردآلوی خشک . (انجمن آرا) (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). زردآلوی خشک شده که مغز بادام در درون آن کنند. (برهان ). خوبانی . (الفاظ الادویه ) : نخود و کشمش و پسته خرک و میوه ٔ تر قصب انجیر و دگر سرمش اسفید بیار. بسحاق اطعمه .