سرو ستاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرو ستاه . [ س َرْ وِ س ِ ] (اِ مرکب ) نام نوایی است از موسیقی . (برهان ). نام لحنی از مصنفات باربد است . رشیدی گفته همان سروستان است . (آنندراج ) : ساعتی سیوارتیر و ساعتی کبک دری ساعتی سرو ستاه و ساعتی باروزنه . منوچهری . قمریان راه گل و نوش لبینا خوانند صلصلان باغ سیاووشان با سرو ستاه . منوچهری . بنوش جام تو از دست سرو میناپوش نیوش بانگ سماع از نوای سرو ستاه . ازرقی .